اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را

بگیرم دامنش در دست و بشکافم ثریا را

روم تا عرش دست افشان و پا بر فرقدان کوبم

کنم حیران و سرگردان همه عشاق دنیا را

به پایش در بیفشانم، ز اشکش توتیا سازم

بگویم جان فدایت باد، آن چشمان شهلا را

  شوم همراه و همگامش،کنم ورد زبان نامش

مگر روزی لحد سازد جدا از هم دو شیدا را